تبلیغات
...odyssey... - و باز هم سوتی...
...odyssey...
و باز هم سوتی...

سلامی دوباره ...

خوبید؟؟ چه خبر؟؟ ...

 

خب بهتره یهو برم سر سوتی های اینجانب و دوستان :

اینجانب :

داشتیم با دوستان با ون زیبا و تندروی...(!!!) برمی گشتیم خونه! برگشتم به دوستم نگاه کردم گفتم *** پیاده شدی؟؟؟!!!!    (تبریک می گم به خودم!!) 

باری...

داشتم با دوستم تلفنی می حرفیدم اون گفت خداحافظ، من گفتم مرسی!!! (خیلی اینجوری می شم! اصلا نمی فهمیدم چی می گم!! )

و اما سوتی که چه عرض کنم! شاهکار دوستان عزیز!! با اجازشون (اجازه ندادین هم زیاد مهم نیست!)

از ... برگشتیم شهرمون...! ساعت 8:30 شب!! تو مدرسه!!! اینا گرفتن میکروفون رو روشن کردن واسه خودشون...و از شانس هم بلندگوی حیاط رو روشن گذاشتن!!!!!بعد شروع کردن آهنگ خوندن!!! چی حالا... شراره!!!!!!!!!! 

در این هنگام ناظم بیچاره یهو وارد عمل می شن و میرن همشون رو پرتاب می کنن بیرون و کلی دعوا و....   این بیچاره ها هم که قصد بدی نداشتن... می خواستن دل همسایه ها رو شاد کنن دیگه...

 

و سوتی دیگر توسط تقریبا همون دوستان!!!

ناظم ما ترکمن هستن! یکی از بچه ها می خواست همینجوری تمرین ترکمنی حرف زدن بکنه، به بچه ها گفت فلان کلمه چی می شه! اینا هم گفتن! بعد اینم رفت اونور ماشین گفت! ناظم ما به ترکمنی پرسید " خب بعد؟؟"

اینم اومد پرسید معنی این چی میشه! بچه ها هم که نمی دونستن خانم... این جواب رو داده، یه کلمه به ترکمنی گفتن (به تو چه به ترکمنی) !گفتن برو اینو جواب بده! دوستم هم نمی دونست معنی این کلمه چیه!همینجوری رفت گفت!!! یهو همه خشکشون زد!    گفتن نکنه این رفته به خانم... گفته این حرف رو.. و بعد فهمیدیم که بعععععله!!!! 

حالا بیا و درستش کن!! این خانم... خیی زود ناراحت می شه! کشتیم خودمونو که خانم منظور ماها شما نبودی!! مگه قبول می کرد!!  

واین درسی شد برای هممون که دیگه الکی چیزی نپرونیم!!!

نوشته شده توسط Odyssey در جمعه 23 اسفند 1387 و ساعت 04:10 ب.ظ [+] | comments

All Rights Reserved 2005-2006 © http://odyssey.mihanblog.com