تبلیغات
...odyssey... - خرید عید!!
...odyssey...
خرید عید!!

این خرید عید پدر ما رو در میاره! یعنی من پدر فروشنده رو در میارم!  خداییش اگه من جای اونا بودم و یکی مثل خودم گیرم  میومد، می نداختمش از مغازه بیرون!!  خدا صبر بده بهشون بیچاره ها رو!! 

 

آقا رفتم شلوار بگیرم، کل شهرو گشتم تا از یه دونه خوشم اومد! مامانم گفت این زیاد مناسب نیست... یه سایز بزرگترش رو بگیر!! بیچاره مغازه داره یه دونه بزرگترش رو آورد... منم حواسم نبود دوباره همون قبلی رو پوشیدم!!
 

حالا قسمت جالب ماجرا اینجاست که مامانم می گفت این خیلی خوبه ! همین رو بردار!!! قبلی اصلا مناسب نبود!

اومدم بیرون فروشنده یه نگاه انداخت گفت خانم شما کدوم رو پوشیدی دوباره؟؟ گفتم این یکی رو!! گفت این که همونه!!!   من نزدیک بود منفجر شم از خنده!! 

ببینید تلقین چه کارا که نمی کنه!!!

رفتیم کفش بگیریم!فروشنده یکمی قاطی داشت! البته یخورده بیشتر از یکم! یه قیچی گرفته بود دستش، می خواست همه چی رو قیچی کنه! باور نمی کنید دکور مغازه رو تیکه پاره کرد!  حالا کلا تیکه پاره نکرد، ولی ولش می کردی همین کارو می کرد!  یه حسی هم گرفته فکر می کرد داره تست بازیگری می ده! شده بود عین کامبیز باغی (تو جایزه بزرگ) !! من اولش فکر کردم داره مسخره بازی در میاره! بعد فهمیدم نه بابا ! طرف از پایه مشکل داره!

خلاصه به بدبختی دو تا تیکه چیز خریدم! بقیش هم یه کاری می کنم دیگه...

نوشته شده توسط Odyssey در یکشنبه 25 اسفند 1387 و ساعت 08:26 ب.ظ [+] | comments

All Rights Reserved 2005-2006 © http://odyssey.mihanblog.com