تبلیغات
...odyssey... - اردوی رصدی!!
...odyssey...
اردوی رصدی!!
دیروز رفتیم اردوی رصدی! حدود 23-24 نفر بودیم!
وقتی که رسیدیم به محل مورد نظر دیدیم بعععله!! ابرهای عزیز دارن تشریف میارن!! دیگه کلی خواهش و التماس کردیم به خدا ، یه 3-4 ساعتی هوا صاف شد، بعد دوباره ابر و رعد و باروون!! خیلی باحال بود!
خییییلی به من خوش گذشت! خیلی! از دیروز تا حالا (ساعت 10 صبح رسیدیم خونه!) یه سره بیدارم!
برای اولین بار اینقدر بیدار بودم! برای اولین بار تا اون موقع پیش دوستام بودم!
برای اولین بار ساعت 4-5 سبح رفتم تاب سواری!!!! نمی دونین چه حالی داد!!

حالا اینا رو گفتم! از سوتی هام هم بگم:

والله سوتی که زیاد بود! یه دونه اش که بدترینش بود و آبرومو برد رو می گم! بلکه دلتون شاد شه!
با دوستم رفتیم w.c !! من حس کردم یکی هست...!! دوستم گفت نه توهمه کسی نیست!! در زد، کسی هم جواب نداد! منم فکر کردم که واقعا کسی نیست! در رو با لگد باز کردم!!!!!!!!!!!!!! البته بیچاره داشت میومد بیرون!! سنکوب کرد یهویی!! منم سرخ شدم از خجالت!!!!آبروم شدیدا رفت!!


پ.ن:
1. ها ها !! دلتون بسوزه!! اینقده خوش گذشت!!
2. آبروم هم رفت البته!
3. یه گندی هم زدم که نمی شه گفت دیگه!! دوستان عزیز با خبر شدن!!
4. بعضی ها هم اگه یه خورده دیگه به کل کل کردن ادامه می دادن کتک رو خورده بودن!! آقای دیوونه تو اون تاریکی نور چراغ قوه رو گرفته تو چشای من!!
نوشته شده توسط Odyssey در دوشنبه 8 تیر 1388 و ساعت 11:42 ق.ظ [+] | comments

All Rights Reserved 2005-2006 © http://odyssey.mihanblog.com