تبلیغات
...odyssey... - تشکر بابت ...!!
...odyssey...
تشکر بابت ...!!
شانس رو می بینی؟؟ یه بار اومدیم بریم دستشویی تو پژوهش سرا، همون روز هم آب رو قطع کردن!
حالا خوبه یه ذره آب بوود!
خواستم دستامو بشورم، دیدم آب نیست! گفتیم چه کنیم ، چه نکنیم! اون آقا پیره که خیلی هم دوسش دارم گفت برید تربیت معلم! همین بغل!
ما هم رفتیم ! از در که رفتیم تو، نگهبونش نشسته بود گفت چی کار دارید! گفتیم والله چی بگیم! آب قطعه اون ور!شیر آب کجاست؟
یه اشاره ای رو هوا کرد ، که یعنی برید همون دور و برا بگردید، پیدا می شه!!
ما هم رفتیم و یه شیر آب قراضه دیدیم! خلاصه دستامو شستم و می خواستیم برگردیم، یارو  پاشد با یه حالت طلب کارانه گفت خیلی ممنون!!!!
من و رفقیم هم مات و مبهوت همدیگرو نیگاه کردیم که منظور این یارو چیه!! می خواستم بهش بگم خواهش می کنم! قابلی نداشت!
خداییش چی فکر کرده بود! شیر آب واسه باباش بود مگه؟؟

پ.ن: از این به بعد می رید دسشویی قبلش شیر آب رو یه چک بکنین!!
پ.ن: از شیر آب جایی استفاده کردید نگاه کنین اگه کسی دور و بر بود ازش تشکر کنین، شاید شیر اب مال باباش بود!
پ.ن : این نکته رو یکی از دوستان یادآوری کرد! یادم رفته بود!  می خواستم دستمو بشورم! حسن آقا (همون آقا پیره که دوسش دارم!)  اومد ازیه دسشویی یه آفتابه آب آورد، گفت دستاتو بشور باهاش!!!
پ.ن: اون رفیقم هم unique بود!! (راحت شدی حالا ؟؟ :d)


نوشته شده توسط Odyssey در شنبه 7 شهریور 1388 و ساعت 07:55 ب.ظ [+] | comments

All Rights Reserved 2005-2006 © http://odyssey.mihanblog.com