تبلیغات
...odyssey... - اولین روز مدرسه و ...
...odyssey...
اولین روز مدرسه و ...


1.
اولین روز مدرسه!! زنگ اول شیمی داشتیم! دبیرمون یه خانم آروم خیلی باحالیه!! تقریبا هیچی بهت نمی گه! فقط خیلی عصبانی بشه می گه : خانومااااا (با یه لحن ملایمی!!)
ما هم که از شیمی پارسال هیچی یادمون نبود، اونم داشت تمرینای مربوط به همون جاهایی که ما بلد نبودیم رو حل می کرد! از اونجایی که من هم افتادم ردیف آخر، رفقا پیشنهاد دادن پالام پولوم پلیچ بازی کنیم!! جاتون خالی، خیلی باحال بود! مخصوصا که یهو صدای unique بالا می رفت و ما سرمونو میاوردیم پایین هر هر می خندیدم! البته خنده ی من بیشتر رو رنگ صورتم اثر می زاره!! سرخ سرخ شده بودم!!
تازه یادم رفت بگم(یکی از دوستان یادآوری کرد!) اولش می خواستن 4 نفری سنگ، کاغذ، قیچی بازی کنن!!!!
نمی دونم دبیرمون نمی فهمید یا به رو خودش نمیاورد! هر وقت هم به ما نگاه می کرد و درس رو توضیح می داد، ما مثل اینایی که از اول داشتن گوش می دادن سرمونو تکون می دادیم!!


پ.ن: از شانسمون دبیر شیمی زنگ اول اشتباهی اومده بود سر کلاسمون، زنگ دوم هم اومد گفت بچه ها من این زنگ با شما داشتم! زنگ پیش آزاد بودید!! الانم با هم تمرین شیمی حل می کنیم!!
پ.ن : شیمی ، حسابان، حسابان!!    روز بعد : حسابان، فیزیک، فیزیک!!
مسئولای ما همیشه به فکر ما هستن!!

2.
هر چی دیده بودم از این بچه ی 1 ساله، ولی ندیده بودم که دیوار بخوره دیگه!!!من اول نفهمیدم چی کار می کنه! به خالم گفتم چرا این جوری چسبیده به دیوار!! یهو خالم داد زد نخووووور!! گفتم چیو؟؟ گفت داره دیوارو می خوره!!!
خیلی بچه جالبیه!! می گن نسل جدید یه جورین، راست می گن بدبختا!! این فسقلی، هر وقت آهنگ ساسی پخش می شه، دیوونه می شه، هر کاری داره ول می کنه، شروع می کنه به رقصیدن!! اونم چه رقصی!!
جدیدا هم دیگه به آهنگ نیازی نداره!! کافیه بگی ساسی مانکن!!
نمی دونم این بچه ها بزرگ شن چی می شن!!

  
پ.ن: یه ذوقی می کرد این بچه منو دیده بود!!
پ.ن : بچه اینم سلیقه است تو داری؟؟
نوشته شده توسط Odyssey در جمعه 3 مهر 1388 و ساعت 10:37 ق.ظ [+] | comments

All Rights Reserved 2005-2006 © http://odyssey.mihanblog.com