تبلیغات
...odyssey... - بدون شرح...
...odyssey...
بدون شرح...
تصور کنین گله ای از دوستان بنده رو که دارن تو خیابون می روند!
یکی از دوستان می خواسته به داروخونه مراجعه کنه:
 دوست الف: بسته است بابا!!
دوست ب: نه! یکی توش هست!
در این هنگام "دوست ب" با جدیت تمام می ره جلو داروخونه، در می زنه ، می ره تو!!
سایر دوستان در این هنگام از خنده منفجر شده و آبروی هرچه فرزانگانی است در ملأ عام می ریزند!!


پ.ن: از خبرگزاری عزیز که جزء منفجر شوندگان بوده، کمال تشکر را داریم!!
پ.ن: ادی اینجا، ادی آنجا ، ادی همه جا!!
 
داستانی نقل شده توسط دبیر عربی جانمان:
 
یه روز بچه های یه دبیرستان شیطنتشون گل می کنه که سر به سر دبیر عربیشون بذارن(دبیر ما نه ها!!) .
می گن : آقا این زبان عربی چقدر سخته!!
دبیر: کجاش سخته؟ خیلی هم ساده است!
بچه ها: نه دیگه!! مثلا همین صرف فعلا! جون آدم در میاد!! مخصوصا فعل "چَپَرَ" !!
دبیر: کجاش سخته بابا؟؟
و شروع می کنه به صرف! " چَپَرَ ، چَپَرا ، چَپَروا ، چَپَرَت و .... " تا می رسه به فعل های مضارع !! یهو بچه ها از خنده منفجر می شن!! می گن آقا مگه عربی " چ " و "پ" داره اصلا؟؟؟؟ 

پ.ن: خدا این شر این بچه ها رو از سر دبیرای عربی کم ننما!! دبیرای عزیز لااقل یه خورده توجه کنین ببینین بچه ها چی می گن که اینجوری پخش دیوار نشید!
پ.ن: ما با دبیر پارسالمون همچین کاری کردیم!! بهش گفتیم " استخرَشنا " رو صرف کن!! بیچاره کلی توش گیر کرده بود!!


نوشته شده توسط Odyssey در چهارشنبه 22 مهر 1388 و ساعت 04:27 ب.ظ [+] | comments

All Rights Reserved 2005-2006 © http://odyssey.mihanblog.com