تبلیغات
...odyssey... - مطالب مرداد 1389
...odyssey...
IQ ...
رفتم دکتر واسه سرماخوردگی،مادر جان به دکتر گفت:این سرش خیلی درد می گیره،ببینین سینوزیت نداره؟!
دکتر:خب سریع برو همین جا یه عکس بگیر از سرت بیار ببینم!
بین راه دوتا ساختمون،یکی از دکترا که دوست بابام بود رو دیدیم،گفت اینجا چیکار می کنین؟گفتیم اومدیم از کلّم عکس بگیریم!خلاصه رفتیم و عکس رو گرفتیم،تو راه برگشت به ساختمون اولی،دوباره دکتر رو دیدیم،بابام گفت یه نگاه به عکس بنداز ببین سینوزیت داره یا نه!نگاه کردند گفتند نه!چیزیش نیست،ولی حالا به دکتر خودشم نشون بده!
اومدیم پیش دکتر جان نابغه!یه نگاه به عکس انداخت:اوووه!سینوزیت شدید داری!
من هم خنده ام گرفته بود به بابام هی با تعجب نگاه می کردم!
اونم کلی راه و روش های مزخرف گفت،بعد گفت می دونم سخته،ولی تو می تونی!
یه دکتر دیگه اومد کنار دستش نشست،آقا به دکتره گفت آقای فلانی،دارو بنویس واسه سینوزیت شدید(فکر کنم خودش بلد نبود ) دکتره هم نوشت!
بعد با تعجب تمام اومدیم بیرون،بابام به اون دکتری که نسخه رو نوشته بود،گفت ببخشید من عکسو به آقای *** نشون دادم،گفتن چیزی نیست!میشه یه نگاهی بندازین؟ دکتره هم عکسو با دقت نگاه کرد،ولی هرچی گشت چیزی پیدا نشد بعد دوباره معاینه ام کرد،گفت سینوریت نیس ولی یه آمپول مرحمت نمودند اضافه کردن به نسخه!!
بعد گفت هااا،اومدی درستش کنی بدتر شد؟حالا آمپولم داری

پ.ن:دکتر اولی معاینه ام هم نکرد!!
پ.ن:کی به دکترا مدرک می ده؟
پ.ن:دکتر دومی روش نمی شد خط بزنه رو داروهای قبلی،گفت نخور اینارو،اگه خوب نشدی بخور!!!
پ.ن:چقدر تو این پست دکتر دکتر گفتم!!اه ه ه ه!
پ.ن:از همه ی دکترای زحمت کش تشکر می نماییم که با تشخیصات خود حال مریضا رو میگیرن!
پ.ن:باور کنین اگه بهش می گفتم تومور مغزی دارم یا نه،می فرستاد منو شیمی درمانی!!
پ.ن:چقد پی نوشت!
نوشته شده توسط Odyssey در یکشنبه 3 مرداد 1389 و ساعت 05:50 ب.ظ [+] | comments

All Rights Reserved 2005-2006 © http://odyssey.mihanblog.com